🌍 مشاوره ویژه بین‌المللی آنلاین برای زبان‌آموزان گرامی و اساتید محترم ✨

اگر در خارج از کشور هستید و می‌خواهید بدون محدودیت در کنار زبان‌آموزان و اساتید حرفه‌ای زبان نگار باشید، کافیست از طریق تلگرام رسمی موسسه با ما در ارتباط شوید. تیم پشتیبانی ما آماده است تا هم برای زبان‌آموزان بهترین دوره‌ها را معرفی کند و هم شرایط همکاری و پشتیبانی ویژه برای اساتید بین‌المللی فراهم سازد.

🌐 به جامعه‌ی جهانی زبان‌آموزان و اساتید زبان نگار بپیوندید.🤝

📱 شماره تلگرام: 09903283602

اصطلاحات روزمره آلمانی

اصطلاحات روزمره آلمانی برای مکالمه روان + فایل صوتی و ترجمه

آیا تا به حال در مکالمه آلمانی گیر افتاده‌ای؟ جمله‌ات از نظر گرامری درست بوده، اما طرف مقابل فقط نگاهت کرده و گفته: „Was meinst du?!“

واقعیت این است که دنیای واقعی زبان آلمانی فقط از گرامر و واژگان کتابی تشکیل نشده. اگر می‌خواهی مکالمه‌ای روان، طبیعی و شبیه یک فرد بومی داشته باشی، باید چیزی فراتر از قواعد خشک یاد بگیری: اصطلاحات روزمره آلمانی.

اصطلاحات محاوره‌ای، دوستانه، کاری و حتی فرهنگی، همان عباراتی هستند که باعث می‌شوند مکالمه آلمانی تو زنده و واقعی به نظر برسد. این عبارات پرکاربرد آلمانی همان چیزی هستند که در خیابان، محل کار، دانشگاه و جمع‌های دوستانه می‌شنوی — نه صرفاً در کتاب‌های آموزشی.

تسلط بر اصطلاحات روزمره آلمانی یعنی ورود به دنیای واقعی ارتباط؛ جایی که زبان‌آموز از حالت ترجمه ذهنی خارج می‌شود و شروع به «فکر کردن به آلمانی» می‌کند.

فرقی نمی‌کند در کلاس خصوصی زبان آلمانی شرکت می‌کنی، در یک دوره آنلاین آلمانی ثبت‌نام کرده‌ای یا به صورت خودآموز یاد می‌گیری؛ در این مقاله مجموعه‌ای از مهم‌ترین و پرکاربردترین اصطلاحات آلمانی را در اختیارت قرار داده‌ایم تا بتوانی مثل یک آلمانی‌زبان واقعی صحبت کنی.

«وقتی زبان آلمانی را با اصطلاحات زنده یاد بگیری، فقط صحبت نمی‌کنی—زندگی می‌کنی.»
درخواست مشاوره

اصطلاحات روزمره (Alltagssprache) در زبان آلمانی

اصطلاحات روزمره آلمانی یا Alltagssprache بخش جدانشدنی مکالمه‌های غیررسمی، دوستانه و روزمره هستند. اگر می‌خواهید در مکالمه روزمره آلمانی طبیعی و روان صحبت کنید، یادگیری این عبارات محاوره‌ای آلمانی کاملاً ضروری است.

در واقع، تفاوت بین یک زبان‌آموز معمولی و فردی که شبیه یک آلمانی‌زبان بومی صحبت می‌کند، دقیقاً در تسلط بر همین اصطلاحات پرکاربرد آلمانی است.

این عبارات به شما کمک می‌کنند:

در احوال‌پرسی‌های غیررسمی طبیعی باشید

در جمع‌های دوستانه راحت‌تر ارتباط بگیرید

در محیط کار یا دانشگاه حرفه‌ای‌تر صحبت کنید

سریع‌تر و بدون ترجمه ذهنی واکنش نشان دهید

فرقی نمی‌کند در دوره آموزش زبان آلمانی شرکت می‌کنید یا خودآموز هستید؛ یادگیری اصطلاحات روزمره آلمانی روند پیشرفت مکالمه شما را چند برابر سریع‌تر می‌کند.

🎯 مثال‌های کاربردی از اصطلاحات روزمره آلمانی

در جدول زیر، مهم‌ترین و پرکاربردترین اصطلاحات آلمانی در مکالمه روزمره را همراه با ترجمه و توضیح کوتاه مشاهده می‌کنید:

اصطلاح آلمانیترجمه فارسیکاربرد در مکالمه
Wie geht’s?حالت چطوره؟روش غیررسمی برای پرسیدن حال کسی
Alles klar?همه چیز خوبه؟بررسی اوضاع و احوال طرف مقابل
Was geht ab?چه خبر؟پرسیدن درباره اتفاقات یا اخبار جدید
Na?چه خبر؟ / چطوری؟احوال‌پرسی خیلی کوتاه و دوستانه
Bis später!بعداً می‌بینمتخداحافظی موقت
Kein Problem!مشکلی نیستپاسخ به تشکر یا عذرخواهی
Mach’s gut!مراقب خودت باشخداحافظی صمیمی
Ich bin dabei!من هستم!اعلام مشارکت در یک فعالیت
Echt?واقعاً؟ابراز تعجب یا شگفتی
Alles in Ordnung?همه چیز روبه‌راهه؟اطمینان از خوب بودن شرایط
Tschüss!خداحافظخداحافظی غیررسمی
Auf jeden Fall!قطعاًتأکید بر موافقت
Ich habe keine Ahnung!هیچ ایده‌ای ندارمبیان ناآگاهی
Egal!مهم نیستنشان دادن بی‌تفاوتی
Passt schon!اوکیه / مشکلی نیستنشان دادن رضایت یا نبود مشکل

💡 چرا یادگیری این اصطلاحات مهم است؟

استفاده از این اصطلاحات روزمره آلمانی باعث می‌شود:

مکالمه شما مصنوعی و کتابی به نظر نرسد

ارتباط سریع‌تر و طبیعی‌تری برقرار کنید

اعتمادبه‌نفس بیشتری در صحبت کردن داشته باشید

در موقعیت‌های اجتماعی، دوستانه و کاری حرفه‌ای‌تر دیده شوید

این عبارات دقیقاً همان چیزی هستند که آلمانی‌زبان‌ها در زندگی واقعی استفاده می‌کنند — نه فقط در کتاب‌های گرامر.

مرتبط بخوانید: بیش از 70 اصطلاح کاربردی روزانه آلمانی

اگر هنوز فقط با گرامر صحبت می‌کنی، احتمالاً آلمانی‌ها حرفت را می‌فهمند — اما با تو ارتباط برقرار نمی‌کنند؛ اصطلاحات روزمره آلمانی همان پلی هستند که مکالمه‌ات را از «درست» به «طبیعی و واقعی» تبدیل می‌کنند.
درخواست مشاوره

اصطلاحات رسمی (Formelle Sprache) در زبان آلمانی

در کنار یادگیری اصطلاحات روزمره آلمانی، تسلط بر اصطلاحات رسمی (Formelle Sprache) برای موفقیت در محیط‌های حرفه‌ای و کاری کاملاً ضروری است.

اگر قصد دارید در یک شرکت آلمانی‌زبان کار کنید، در مصاحبه شغلی شرکت کنید یا ایمیل رسمی ارسال کنید، استفاده از عبارات رسمی آلمانی نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد یک تصویر حرفه‌ای از شما دارد.

اصطلاحات رسمی معمولاً در موقعیت‌های زیر استفاده می‌شوند:

جلسات کاری و مذاکرات تجاری

مصاحبه‌های شغلی

مکاتبات اداری و ایمیل‌های رسمی

ارتباط با مدیران، اساتید یا مشتریان

محیط‌های سازمانی و دولتی

برخلاف مکالمه محاوره‌ای، در زبان رسمی آلمانی معمولاً از ضمیر Sie به‌جای du استفاده می‌شود که نشان‌دهنده احترام و فاصله رسمی است.

تسلط بر این عبارات باعث می‌شود:

حرفه‌ای‌تر دیده شوید

اعتمادبه‌نفس بیشتری در مکالمات رسمی داشته باشید

شانس موفقیت شما در محیط‌های کاری آلمانی‌زبان افزایش پیدا کند.

مرتبط بخوانید: بهترین دوره مکالمه فشرده آلمانی برای تسلط سریع و کاربردی

🎯 ۱۵ اصطلاح رسمی پرکاربرد در زبان آلمانی

در جدول زیر، مهم‌ترین اصطلاحات رسمی آلمانی به همراه ترجمه و موقعیت استفاده آورده شده است:

اصطلاح رسمیترجمه فارسیموقعیت استفاده
Guten Morgenصبح بخیرشروع روز کاری یا جلسه صبحگاهی
Guten Tagروز بخیرخوشامدگویی رسمی در طول روز
Guten Abendعصر بخیرجلسات عصر یا ملاقات رسمی
Wie geht es Ihnen?حالتان چطور است؟شروع مکالمه رسمی
Es freut mich, Sie kennenzulernenاز آشنایی با شما خوشحالماولین ملاقات حرفه‌ای
Darf ich Ihnen helfen?می‌توانم کمکتان کنم؟ارائه کمک رسمی
Herzlichen Dankبا تشکر فراوانپایان مکالمه یا قدردانی رسمی
Entschuldigen Sie bitteلطفاً عذرخواهی می‌کنمعذرخواهی مودبانه
Könnten Sie mir bitte sagen…ممکن است لطفاً بگویید…درخواست مودبانه اطلاعات
Mit freundlichen Grüßenبا احترامپایان ایمیل رسمی
Wie kann ich Ihnen behilflich sein?چگونه می‌توانم کمک کنم؟شروع مکالمه رسمی
Haben Sie einen Moment Zeit?آیا چند لحظه وقت دارید؟درخواست زمان برای صحبت
Ich wünsche Ihnen einen schönen Tagروز خوبی برایتان آرزو می‌کنمپایان ملاقات رسمی
Ich danke Ihnen für Ihre Zeitاز وقتتان سپاسگزارمپایان مصاحبه یا جلسه
Darf ich Sie um etwas bitten?می‌توانم درخواستی داشته باشم؟شروع یک درخواست مودبانه

💼 تفاوت اصطلاحات رسمی و روزمره در آلمانی

در حالی که اصطلاحات روزمره آلمانی برای مکالمات دوستانه و غیررسمی استفاده می‌شوند، اصطلاحات رسمی برای حفظ احترام، فاصله اجتماعی و حرفه‌ای بودن به کار می‌روند.

به طور خلاصه:

Alltagssprache → مناسب دوستان، همکلاسی‌ها، جمع‌های غیررسمی

Formelle Sprache → مناسب محیط کار، ایمیل رسمی، مصاحبه و جلسات

اگر می‌خواهید در هر دو فضا حرفه‌ای و طبیعی صحبت کنید، باید به هر دو دسته مسلط باشید.

آموزش جامع اصطلاحات زبان آلمانی + فایل صوتی

در دوره‌های آموزش زبان آلمانی موسسه زبان نگار، شما یاد می‌گیرید که چگونه این اصطلاحات را به‌طور صحیح و به‌موقع استفاده کنید و در مکالمات و تعاملات حرفه‌ای‌تان تسلط کافی پیدا کنید.
درخواست مشاوره

اصطلاحات دوستانه (Umgangssprache) در زبان آلمانی

در کنار اصطلاحات رسمی و اصطلاحات روزمره آلمانی، یک بخش بسیار مهم دیگر از مکالمه، اصطلاحات دوستانه یا Umgangssprache است.

این عبارات در مکالمه‌های غیررسمی با دوستان، اعضای خانواده، همکلاسی‌ها و افراد صمیمی استفاده می‌شوند و به گفت‌وگوی شما حس راحتی، نزدیکی و طبیعی بودن می‌دهند.

اگر می‌خواهید هنگام صحبت با آلمانی‌زبان‌ها خشک و رسمی به نظر نرسید، یادگیری این اصطلاحات محاوره‌ای آلمانی ضروری است.

اصطلاحات دوستانه به شما کمک می‌کنند:

ارتباط صمیمی‌تری برقرار کنید

سریع‌تر وارد گفت‌وگو شوید

واکنش‌های طبیعی‌تری نشان دهید

مکالمه‌ای شبیه یک فرد بومی داشته باشید

در واقع، بسیاری از این عبارات بخشی از همان اصطلاحات روزمره آلمانی هستند که در زندگی واقعی و خارج از کتاب‌های درسی استفاده می‌شوند.

🎯 ۱۵ اصطلاح دوستانه پرکاربرد در مکالمه آلمانی

در جدول زیر، پرکاربردترین اصطلاحات دوستانه در زبان آلمانی را همراه با ترجمه و کاربرد آن‌ها مشاهده می‌کنید:

اصطلاح دوستانهترجمه فارسیموقعیت استفاده
Hey, was geht?هی، چه خبر؟احوالپرسی دوستانه
Lange nicht gesehen!خیلی وقت بود ندیده بودمت!دیدار بعد از مدت طولانی
Wie läuft’s?اوضاع چطور پیش میره؟پرسش غیررسمی درباره وضعیت
Alles klar?همه چیز خوبه؟احوالپرسی سریع و صمیمی
Was machst du so?این روزها چه کار می‌کنی؟پرسش درباره فعالیت‌های روزمره
Wie geht’s dir?حالت چطوره؟احوالپرسی صمیمانه
Na, wie war dein Tag?خب، روزت چطور بود؟گفت‌وگوی دوستانه
Wie steht’s bei dir?اوضاع چطوره؟بررسی وضعیت طرف مقابل
Was gibt’s Neues?چه خبر جدیدی هست؟پرسیدن درباره اتفاقات جدید
Alles gut bei dir?همه چیز خوبه؟اطمینان از حال خوب فرد
Freut mich, dich zu sehen!خوشحالم می‌بینمت!ابراز خوشحالی از دیدار
Wie war dein Wochenende?آخر هفته‌ات چطور بود؟شروع گفت‌وگوی دوستانه
Mach’s gut!مراقب خودت باش!خداحافظی صمیمی
Bis bald!به‌زودی می‌بینمتخداحافظی با وعده دیدار
Hast du Zeit?وقت داری؟درخواست گفت‌وگو یا قرار ملاقات

💬 تفاوت اصطلاحات دوستانه با رسمی در آلمانی

در مکالمه دوستانه معمولاً از ضمیر du استفاده می‌شود، در حالی که در موقعیت‌های رسمی از Sie استفاده می‌کنیم.

به طور خلاصه:

Umgangssprache → دوستان، خانواده، فضای صمیمی

Formelle Sprache → محیط کار، جلسات رسمی، مکاتبات اداری

اگر می‌خواهید در هر موقعیتی به‌درستی صحبت کنید، باید بدانید چه زمانی از کدام نوع اصطلاح استفاده کنید.

آموزش مکالمه زبان آلمانی + فایل صوتی

یادگیری این عبارات به شما این امکان را می‌دهد که در مکالمات غیررسمی و صمیمانه با دیگران به‌طور طبیعی و روان ارتباط برقرار کنید. موسسه زبان نگار با ارائه دوره‌های متنوع آموزش زبان آلمانی به شما کمک می‌کند تا این اصطلاحات را به‌طور مؤثر در مکالمات خود به کار ببرید.
درخواست مشاوره

اصطلاحات محاوره‌ای (Slang) در زبان آلمانی

در کنار یادگیری اصطلاحات روزمره آلمانی و اصطلاحات دوستانه، آشنایی با اصطلاحات اسلنگ (Slang) به شما کمک می‌کند زبان آلمانی را واقعی‌تر، زنده‌تر و شبیه گفتار نسل جوان و فضای غیررسمی یاد بگیرید.

اصطلاحات اسلنگ معمولاً ریشه در فرهنگ محلی، گروه‌های اجتماعی و سبک زندگی جوانان دارند. این عبارات بیشتر در مکالمه‌های دوستانه، شبکه‌های اجتماعی، گفت‌وگوهای روزمره و محیط‌های غیررسمی استفاده می‌شوند.

یادگیری این اصطلاحات باعث می‌شود:

مکالمه شما کاملاً طبیعی و بومی به نظر برسد

بهتر بتوانید فیلم‌ها، پادکست‌ها و محتوای آلمانی را درک کنید

ارتباط راحت‌تری با جوانان و دوستان آلمانی برقرار کنید

با این حال، استفاده از اسلنگ نیاز به دقت دارد؛ زیرا بسیاری از این عبارات در محیط‌های رسمی یا کاری مناسب نیستند.

🎯 ۱۵ اصطلاح اسلنگ پرکاربرد در مکالمه آلمانی

در جدول زیر، رایج‌ترین اصطلاحات اسلنگ آلمانی را همراه با ترجمه و کاربرد آن‌ها مشاهده می‌کنید:

اصطلاح اسلنگترجمه فارسیموقعیت استفاده
Komm klar!باهاش کنار بیاتوصیه برای پذیرش یک وضعیت
Geil!عالیه!ابراز هیجان یا تحسین
Krass!عجب! / فوق‌العاده!نشان دادن تعجب
Bock habenحال و حوصله داشتن / علاقه داشتنبیان تمایل به انجام کاری
Chillenاستراحت کردنگذراندن وقت آزاد و ریلکس کردن
Läuft bei dir!کارت درسته!تعریف از موفقیت یا پیشرفت فرد
Echt?واقعاً؟ابراز تعجب یا تأیید
Zockenبازی ویدیویی کردناشاره به بازی آنلاین یا کامپیوتری
Abhauenدر رفتن / سریع رفتنترک ناگهانی یک موقعیت
Bierchenیک آبجوی کوچکپیشنهاد دوستانه نوشیدنی
Alterرفیق / داداشخطاب دوستانه و غیررسمی
Miese Launeحال بد / بدخلق بودنتوصیف وضعیت روحی نامناسب
Fetzenدعوا کردناشاره به درگیری لفظی یا فیزیکی
Kaffee holenرفتن برای قهوه گرفتنپیشنهاد ملاقات دوستانه
Aufreißenتور کردن / جذب عاشقانهتوصیف جلب توجه عاطفی

⚠️ نکته مهم درباره استفاده از اسلنگ آلمانی

در حالی که اسلنگ بخش جذابی از اصطلاحات روزمره آلمانی محسوب می‌شود، استفاده نادرست از آن ممکن است باعث برداشت منفی شود.

به یاد داشته باشید:

  • اسلنگ مناسب محیط کاری نیست

  • بهتر است ابتدا کاربرد آن را در مکالمه واقعی بشنوید

  • استفاده بیش از حد ممکن است غیرطبیعی به نظر برسد

بهترین روش یادگیری اسلنگ، گوش دادن به مکالمه بومی‌ها و تمرین با فایل صوتی است.


💬 چرا یادگیری اسلنگ برای مکالمه روان مهم است؟

اگر فقط از عبارات رسمی یا کتابی استفاده کنید، ممکن است حرف شما درست باشد اما طبیعی به نظر نرسد. اسلنگ‌ها همان بخش زنده زبان هستند که باعث می‌شوند گفت‌وگوی شما واقعی، راحت و دوستانه باشد.

مرتبط بخوانید: آموزش اسلنگ‌های رایج انگلیسی و کاربرد آن‌ها در مکالمات روزمره

استفاده از این اصطلاحات در کنار دوره‌های آموزشی رسمی زبان آلمانی در موسسه زبان نگار می‌تواند به زبان‌آموزان کمک کند تا در موقعیت‌های غیررسمی نیز به‌طور مؤثر و روان با دیگران ارتباط برقرار کنند.
درخواست مشاوره

اصطلاحات فرهنگی (Kulturelle Redewendungen) در زبان آلمانی

در کنار یادگیری اصطلاحات روزمره آلمانی و عبارات محاوره‌ای، آشنایی با اصطلاحات فرهنگی (Kulturelle Redewendungen) شما را یک قدم به صحبت کردن مثل یک فرد بومی نزدیک‌تر می‌کند.

این اصطلاحات ریشه در تاریخ، ادبیات، مذهب، سنت‌ها و سبک زندگی مردم آلمان دارند. بسیاری از آن‌ها در مکالمات روزمره، رسانه‌ها، کتاب‌ها و حتی گفت‌وگوهای رسمی استفاده می‌شوند.

درک این عبارات باعث می‌شود:

مکالمات آلمانی را عمیق‌تر بفهمید

فیلم‌ها و اخبار را راحت‌تر درک کنید

منظور پنهان پشت جمله‌ها را تشخیص دهید

ارتباط فرهنگی قوی‌تری برقرار کنید

در ادامه، ۱۰ اصطلاح فرهنگی پرکاربرد آلمانی را همراه با توضیح و مثال واقعی بررسی می‌کنیم.

🎯 ۱۰ اصطلاح فرهنگی پرکاربرد در زبان آلمانی

1️⃣ Da liegt der Hund begraben

ترجمه: مشکل دقیقاً همین‌جاست.
کاربرد: اشاره به ریشه اصلی یک مشکل

مثال:
„Warum funktioniert das nicht? – Da liegt der Hund begraben!“
(چرا این کار نمی‌کند؟ – مشکل دقیقاً همین‌جاست!)

2️⃣ In den sauren Apfel beißen

ترجمه: گاز زدن به سیب ترش
معنی: انجام کاری سخت یا ناخوشایند

مثال:
„Ich muss in den sauren Apfel beißen und dem Chef die schlechte Nachricht sagen.“
(باید کار سخت را انجام بدهم و خبر بد را به رئیس بگویم.)

3️⃣ Die Kirche im Dorf lassen

ترجمه: کلیسا را در روستا بگذار
معنی: اغراق نکن / واقع‌بین باش

مثال:
„Lass uns die Kirche im Dorf lassen.“
(بیایید اغراق نکنیم.)

4️⃣ Jemandem einen Bären aufbinden

ترجمه: برای کسی خرس بستن
معنی: فریب دادن یا داستان دروغ گفتن

مثال:
„Er hat mir einen Bären aufgebunden.“
(او به من دروغ گفت.)

5️⃣ Den Nagel auf den Kopf treffen

ترجمه: دقیقاً به هدف زدن
معنی: کاملاً درست گفتن

مثال:
„Du hast den Nagel auf den Kopf getroffen.“
(دقیقاً درست گفتی.)

6️⃣ Hals- und Beinbruch

ترجمه تحت‌اللفظی: شکستن گردن و پا
معنی واقعی: موفق باشی! (آرزوی موفقیت)

مثال:
„Hals- und Beinbruch bei der Prüfung!“
(امتحانت موفق باشه!)

7️⃣ Mit einem blauen Auge davonkommen

ترجمه: با یک چشم کبود جان سالم به در بردن
معنی: از یک مشکل بزرگ با خسارت کم عبور کردن

8️⃣ Die Flinte ins Korn werfen

ترجمه: تفنگ را در گندم انداختن
معنی: تسلیم شدن

مثال:
„Gib nicht auf! Wirf nicht die Flinte ins Korn!“
(تسلیم نشو!)

9️⃣ Es ist nicht alles Gold, was glänzt

ترجمه: هرچه می‌درخشد طلا نیست
معنی: ظاهر همیشه حقیقت را نشان نمی‌دهد

🔟 Perlen vor die Säue werfen

ترجمه: مرواریدها را جلوی خوک‌ها انداختن
معنی: چیزی ارزشمند را به کسی دادن که قدرش را نمی‌داند

💡 چرا اصطلاحات فرهنگی برای مکالمه مهم‌اند؟

برخلاف برخی اصطلاحات روزمره آلمانی که کاربرد مستقیم و ساده دارند، اصطلاحات فرهنگی معمولاً معنای استعاری دارند.

اگر این عبارات را نشناسید:

ممکن است معنی جمله را اشتباه متوجه شوید

دچار سوءتفاهم شوید

یا نتوانید منظور واقعی طرف مقابل را درک کنید

اما اگر به آن‌ها مسلط شوید:

مکالمه شما عمیق‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌شود

سطح زبان شما از «مکالمه ساده» به «درک فرهنگی» ارتقا پیدا می‌کند

مثل یک آلمانی‌زبان واقعی فکر خواهید کرد.

مرتبط بخوانید: آشنایی با فرهنگ آلمان برای مهاجرت، تجارت، تحصیل و زندگی در آلمان

این اصطلاحات به طور گسترده‌ای در مکالمات روزمره، نوشتارهای فرهنگی و حتی رسانه‌ها استفاده می‌شوند و نمایانگر بخشی از تاریخ و فرهنگ خاص آلمانی هستند. آشنایی با این اصطلاحات نه تنها به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا زبان آلمانی را به‌طور کامل‌تری بیاموزند، بلکه درک عمیق‌تری از زندگی روزمره و ارزش‌های فرهنگی آلمانی به آن‌ها می‌دهد.
درخواست مشاوره

اصطلاحات رایج در کسب و کار (Business-Deutsch)

در زبان آلمانی، اصطلاحات خاصی وجود دارند که در محیط‌های کاری و تجاری به‌طور معمول استفاده می‌شوند. این اصطلاحات به زبان‌آموزان کمک می‌کنند تا در مذاکرات، جلسات، ایمیل‌ها، و تعاملات کاری به‌طور مؤثرتر و حرفه‌ای‌تری ارتباط برقرار کنند. آشنایی با این اصطلاحات نه تنها به تسلط بر زبان کمک می‌کند، بلکه فهم بهتری از نحوه برقراری ارتباطات تجاری و فرهنگی در آلمان به فرد می‌دهد.

در اینجا به بررسی برخی از اصطلاحات رایج در کسب و کار آلمانی می‌پردازیم و برای درک بهتر، این اصطلاحات را در یک جدول قرار می‌دهیم.

جدول اصطلاحات رایج در کسب و کار (Business-Deutsch)

اصطلاح آلمانیترجمه فارسیتوضیح و موقعیت استفاده
In den sauren Apfel beißenگاز زدن به سیب ترشانجام کاری ناخوشایند اما ضروری. در محیط کسب و کار، زمانی که باید تصمیم یا کاری سخت را انجام داد.
Den Ball ins Rollen bringenتوپ را به حرکت درآوردنشروع یک پروژه یا فرآیند. این اصطلاح برای آغاز کردن یک کار یا پروژه بزرگ به کار می‌رود.
Das A und Oالف تا یا زبانه (چیز ضروری)چیزی که برای موفقیت ضروری است. معمولاً در مورد کارهای کلیدی یا مهم در کسب و کار استفاده می‌شود.
Auf dem Laufenden bleibenدر جریان بودنبه‌روزرسانی یا اطلاع از جدیدترین تغییرات و اطلاعات در یک پروژه یا موقعیت کاری.
Etwas auf die lange Bank schiebenچیزی را به تأخیر انداختنتأخیر در انجام کاری یا گرفتن تصمیمات. در جلسات کاری ممکن است برای تأخیر در انجام پروژه‌ها از این عبارت استفاده شود.
Ein Auge auf etwas habenچشم داشتن به چیزینظارت یا دقت کردن به یک پروژه یا موضوع خاص. این اصطلاح برای نشان دادن علاقه به جزئیات در کسب و کار است.
Mit etwas unter Druck stehenتحت فشار بودن برای چیزیدر شرایطی که زمان محدود است یا فشار زیادی برای انجام کاری وجود دارد.
Jemandem die Daumen drückenبرای کسی آرزوی موفقیت کردنآرزوی موفقیت در موقعیت‌های مهم یا تصمیمات کاری. این عبارت می‌تواند هنگام انتظار نتایج یک پروژه یا ملاقات کاری استفاده شود.
Geschäft ist Geschäftتجارت، تجارت استبیان اینکه کار حرفه‌ای باید بدون احساسات شخصی یا دخالت‌های غیرضروری انجام شود.
In die falsche Richtung gehenبه سمت اشتباه رفتنانجام کاری که منجر به نتیجه‌ی نامطلوب یا اشتباه می‌شود.

توضیح اصطلاحات در کسب و کار

  1. In den sauren Apfel beißen
    این اصطلاح به معنای انجام کاری است که خوشایند نیست اما برای پیشرفت یا تکمیل کار ضروری است. در محیط‌های کاری، ممکن است این عبارت برای توصیف شرایطی استفاده شود که فرد باید یک تصمیم سخت را بگیرد، مثلاً اجرای تغییرات در فرآیندها یا انجام کاری که از آن خوشش نمی‌آید.

    مثال:
    „Wir müssen in den sauren Apfel beißen und die Kosten reduzieren.“
    (ما باید تصمیم بگیریم که هزینه‌ها را کاهش دهیم، حتی اگر این کار خوشایند نباشد.)

  2. Den Ball ins Rollen bringen
    این اصطلاح به معنای شروع کردن یک پروژه یا فرآیند است. در دنیای کسب و کار، این عبارت زمانی استفاده می‌شود که فرد بخواهد یک فعالیت جدید را آغاز کند یا حرکت اولیه را برای آغاز یک پروژه مهم انجام دهد.

    مثال:
    „Wir müssen den Ball ins Rollen bringen und mit der Planung des Projekts beginnen.“
    (ما باید پروژه را شروع کنیم و برنامه‌ریزی آن را آغاز کنیم.)

  3. Das A und O
    این عبارت به معنای مهم‌ترین یا اساسی‌ترین بخش چیزی است. در کسب و کار، این عبارت معمولاً برای اشاره به موضوعات کلیدی یا مهم‌ترین عناصر یک پروژه یا استراتژی استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Kundenzufriedenheit ist das A und O für den Erfolg unseres Unternehmens.“
    (رضایت مشتری مهم‌ترین عامل برای موفقیت شرکت ماست.)

  4. Auf dem Laufenden bleiben
    در دنیای کسب و کار، حفظ اطلاعات به‌روز و اطلاع از وضعیت پروژه‌ها یا تغییرات مهم بسیار ضروری است. این اصطلاح برای نشان دادن به‌روزرسانی و اطلاع از جدیدترین تحولات استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Wir sollten regelmäßig Meetings abhalten, um auf dem Laufenden zu bleiben.“
    (ما باید جلسات منظم برگزار کنیم تا در جریان اطلاعات جدید قرار بگیریم.)

  5. Etwas auf die lange Bank schieben
    زمانی که کاری را به تعویق می‌اندازیم یا از انجام آن خودداری می‌کنیم، از این اصطلاح استفاده می‌شود. این عبارت ممکن است در شرایطی به کار رود که فرد از انجام کاری که سخت است یا پیچیده است، اجتناب می‌کند.

    مثال:
    „Wir können die Entscheidung nicht mehr auf die lange Bank schieben.“
    (ما نمی‌توانیم این تصمیم را بیشتر از این به تأخیر بیندازیم.)

  6. Ein Auge auf etwas haben
    این عبارت به معنای نظارت دقیق یا توجه به جزئیات است. در کسب و کار، این اصطلاح می‌تواند به معنای بررسی دقیق پیشرفت پروژه‌ها یا نظارت بر عملکرد کارکنان باشد.

    مثال:
    „Ich werde ein Auge auf die Finanzen haben, um sicherzustellen, dass alles gut läuft.“
    (من نظارت دقیقی بر مالیات‌ها خواهم داشت تا مطمئن شوم همه چیز به خوبی پیش می‌رود.)

  7. Mit etwas unter Druck stehen
    در بسیاری از موقعیت‌های تجاری، ممکن است افراد تحت فشار برای انجام کارها یا رسیدن به هدف‌ها باشند. این اصطلاح به بیان وضعیت تحت فشار و ضرورت تصمیم‌گیری سریع اشاره دارد.

    مثال:
    „Wir stehen unter Druck, den Bericht bis morgen abzugeben.“
    (ما تحت فشار هستیم که گزارش را تا فردا تحویل دهیم.)

  8. Jemandem die Daumen drücken
    این عبارت به معنای آرزوی موفقیت برای کسی است، به‌ویژه در موقعیت‌های مهم. در محیط کسب و کار، این اصطلاح می‌تواند در زمان‌های حساس مانند ارائه پیشنهادات یا انتظار برای نتایج استفاده شود.

    مثال:
    „Viel Glück bei der Präsentation! Ich drücke dir die Daumen!“
    (برای ارائه‌ات آرزوی موفقیت دارم! برات آرزوی خوش‌شانسی می‌کنم!)

  9. Geschäft ist Geschäft
    این عبارت معمولاً زمانی به کار می‌رود که شخصی بخواهد تأکید کند که در موقعیت‌های کاری، باید به مسائل حرفه‌ای پرداخته شود و هیچ چیز شخصی نباید دخالت کند.

    مثال:
    „Ich verstehe, aber Geschäft ist Geschäft.“
    (می‌فهمم، اما تجارت تجارت است.)

  10. In die falsche Richtung gehen
    این اصطلاح به معنای اشتباه بودن جهت یا مسیر انتخابی است. در کسب و کار، وقتی پروژه‌ها یا استراتژی‌ها به نتیجه دلخواه نمی‌رسند، این عبارت استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Wenn wir so weitermachen, gehen wir in die falsche Richtung.“
    (اگر ما همین‌طور ادامه بدهیم، داریم به سمت اشتباه می‌رویم.)

مرتبط بخوانید: صحبت کردن به آلمانی مثل یک نیتیو! از صفر تا روان حرف زدن

آشنایی با اصطلاحات کسب و کار در زبان آلمانی می‌تواند به تسهیل ارتباطات حرفه‌ای کمک کند و به افراد این امکان را بدهد که در محیط‌های تجاری آلمانی به‌طور مؤثر و با اعتماد به نفس بیشتری عمل کنند. این اصطلاحات به‌ویژه در مذاکرات، جلسات، و تعاملات روزانه در دنیای کار بسیار مفید هستند.
درخواست مشاوره

اصطلاحات مرتبط با احساسات و عواطف (Emotionale Ausdrücke)

در زبان آلمانی، اصطلاحات و عبارات زیادی برای بیان احساسات و عواطف وجود دارد که می‌توانند به‌طور مؤثر در مکالمات روزمره و تعاملات شخصی به کار روند. این اصطلاحات به افراد این امکان را می‌دهند که احساسات خود را دقیق‌تر و با جزئیات بیشتر بیان کنند. درک صحیح این اصطلاحات به افراد کمک می‌کند تا بتوانند به راحتی در موقعیت‌های مختلف احساسات خود را در مکالمات و نوشته‌ها انتقال دهند.

در اینجا به بررسی برخی از اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان آلمانی برای بیان احساسات و عواطف پرداخته و آن‌ها را در جدول برای درک بهتر و هدفمندتر ارائه خواهیم داد.

اصطلاح آلمانیترجمه فارسیتوضیح و موقعیت استفاده
Jemandem geht es schlechtکسی حالش بد استبرای بیان این که شخصی حال خوبی ندارد یا در وضعیت روحی نامناسبی قرار دارد.
Überglücklich seinفوق‌العاده خوشحال بودنبرای بیان احساس شادمانی شدید و عمیق. این اصطلاح به‌ویژه برای لحظات خاص استفاده می‌شود.
Die Nase voll habenاز چیزی خسته شدنزمانی که از چیزی به‌طور کامل خسته و ناراضی هستید. معمولاً وقتی از یک وضعیت یا شخص ناراضی هستید، این عبارت استفاده می‌شود.
Am Boden zerstört seinبه شدت خراب شدن از لحاظ روحیزمانی که فرد احساس ناامیدی شدید یا ضربه عاطفی می‌زند. معمولا برای توصیف وضعیت کسی که با شکست یا مشکل بزرگ مواجه شده است.
Das Herz schlägt schnellerقلب تندتر می‌زندبرای توصیف هیجان زیاد یا احساس اضطراب. این عبارت برای لحظاتی که احساسات شدید مانند ترس یا عشق دارید، به کار می‌رود.
Mit den Nerven am Ende seinاز نظر عصبی تمام شدنزمانی که فرد احساس می‌کند که نمی‌تواند بیشتر از این ادامه دهد، به‌ویژه در موقعیت‌های استرس‌زا.
Lächeln von Ohr zu Ohrاز خوشحالی لبخند زدنزمانی که فرد به‌طور ویژه خوشحال است و این خوشحالی را به وضوح نشان می‌دهد.
Etwas geht mir unter die Hautچیزی به شدت روی من تأثیر می‌گذاردزمانی که چیزی باعث احساس عاطفی شدید می‌شود یا قلب شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
In den Wolken schwebenدر ابرها شناور بودنزمانی که فرد از خوشحالی یا عشق زیاد احساس سبکی می‌کند.
Sich etwas zu Herzen nehmenچیزی را جدی گرفتنزمانی که فرد یک موضوع یا مشکل را بسیار جدی می‌گیرد و به آن توجه ویژه‌ای می‌کند.
Einen Kloß im Hals habenگلو خشک بودن (احساس غم)برای توصیف لحظاتی که احساس ناراحتی یا غم می‌کنید و نمی‌توانید به راحتی حرف بزنید.

توضیح اصطلاحات و کاربردهای آن‌ها

  1. Jemandem geht es schlecht
    این اصطلاح برای بیان این که فردی در وضعیت روحی نامطلوبی قرار دارد، استفاده می‌شود. ممکن است به دلیل یک مشکل شخصی، جسمی، یا روانی باشد.

    مثال:
    „Mir geht es schlecht, ich habe die ganze Nacht nicht geschlafen.“
    (حالم بد است، تمام شب نخوابیدم.)

  2. Überglücklich sein
    این عبارت برای توصیف احساس شادمانی و خوشحالی شدید است. زمانی که چیزی فوق‌العاده خوب پیش می‌رود یا فرد در یک موقعیت شاد قرار دارد، از این اصطلاح استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Ich bin überglücklich, dass ich die Prüfung bestanden habe!“
    (من فوق‌العاده خوشحالم که امتحان را قبول شدم!)

  3. Die Nase voll haben
    این اصطلاح به معنی خسته شدن یا بی‌حوصله شدن از چیزی است. زمانی که فرد از یک وضعیت، فرد یا فعالیت خسته می‌شود، این عبارت به کار می‌رود.

    مثال:
    „Ich habe die Nase voll davon, immer zu spät zu kommen.“
    (من از این که همیشه دیر می‌آیم، خسته شده‌ام.)

  4. Am Boden zerstört sein
    این عبارت برای توصیف یک وضعیت روحی بسیار بد است. زمانی که فرد به شدت دچار ناراحتی یا افسردگی می‌شود، این اصطلاح به کار می‌رود.

    مثال:
    „Nach dem Verlust meines Jobs war ich am Boden zerstört.“
    (بعد از از دست دادن شغل، من به شدت ناراحت بودم.)

  5. Das Herz schlägt schneller
    این عبارت برای توصیف هیجان یا اضطراب شدید استفاده می‌شود. معمولاً زمانی که فرد در شرایط پرهیجان یا ترس قرار دارد، از این عبارت استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Wenn ich sie sehe, schlägt mein Herz schneller.“
    (وقتی او را می‌بینم، قلبم تندتر می‌زند.)

  6. Mit den Nerven am Ende sein
    این عبارت برای توصیف فردی است که به شدت عصبی و تحت فشار است. این اصطلاح برای بیان شرایطی است که فرد احساس می‌کند نمی‌تواند ادامه دهد.

    مثال:
    „Nach den langen Arbeitsstunden war ich mit meinen Nerven am Ende.“
    (بعد از ساعت‌های طولانی کار، من از نظر عصبی تمام شده بودم.)

  7. Lächeln von Ohr zu Ohr
    این اصطلاح برای بیان شادمانی فوق‌العاده است. زمانی که فرد به‌شدت خوشحال است و این خوشحالی را به وضوح نشان می‌دهد، این عبارت به کار می‌رود.

    مثال:
    „Sie grinste von Ohr zu Ohr, als sie die gute Nachricht hörte.“
    (او وقتی خبر خوب را شنید، از خوشحالی لبخند زد.)

  8. Etwas geht mir unter die Haut
    این عبارت برای توصیف تأثیر عاطفی شدید است. زمانی که چیزی شما را عاطفی یا احساسی می‌کند، از این اصطلاح استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Sein Film hat mich wirklich unter die Haut gegangen.“
    (فیلم او واقعاً روی من تأثیر گذاشت.)

  9. In den Wolken schweben
    این اصطلاح برای توصیف احساساتی است که فرد در حالت خوشحالی زیاد یا عاشقانه قرار دارد. فرد احساس می‌کند که در دنیای خودش شناور است.

    مثال:
    „Nach dem Heiratsantrag schwebte sie in den Wolken.“
    (بعد از پیشنهاد ازدواج، او در ابرها شناور بود.)

  10. Sich etwas zu Herzen nehmen
    این عبارت به معنای جدی گرفتن چیزی است. معمولاً زمانی به کار می‌رود که فرد یک موضوع را به‌طور عاطفی و جدی می‌گیرد.

    مثال:
    „Er hat sich die Kritik zu Herzen genommen.“
    (او نقد را به‌طور جدی گرفت.)

  11. Einen Kloß im Hals haben
    این اصطلاح زمانی استفاده می‌شود که فرد احساس غم یا ناراحتی عاطفی دارد، به‌ویژه زمانی که نمی‌تواند به راحتی صحبت کند.

    مثال:
    „Als ich die traurige Nachricht hörte, hatte ich einen Kloß im Hals.“
    (وقتی خبر غم‌انگیز را شنیدم، گلویم خشک شد.)

جملات عاشقانه به آلمانی، بیش از 100 جمله احساسی با ترجمه

آشنایی با اصطلاحات مرتبط با احساسات و عواطف در زبان آلمانی می‌تواند به شما کمک کند تا در مکالمات روزمره و تعاملات عاطفی و شخصی به‌طور دقیق‌تر و مؤثرتری ارتباط برقرار کنید. این اصطلاحات به‌ویژه در شرایطی که می‌خواهید احساسات خود را به روشنی و به‌طور طبیعی بیان کنید، کاربرد دارند.
درخواست مشاوره

اصطلاحات مرتبط با سلام و خداحافظی (Grüße und Abschiede)

در زبان آلمانی، مانند هر زبان دیگری، اصطلاحات خاصی برای سلام و خداحافظی وجود دارد که بسته به موقعیت اجتماعی، سطح رسمیت مکالمه و رابطه افراد با یکدیگر تغییر می‌کنند. این اصطلاحات نقش مهمی در برقراری ارتباط صحیح و مؤثر دارند و به افراد کمک می‌کنند تا به‌طور مناسب با دیگران ارتباط برقرار کنند. به‌ویژه در مکالمات روزمره، این اصطلاحات بسیار رایج هستند و کاربرد فراوانی دارند.

در اینجا به بررسی برخی از اصطلاحات رایج برای سلام و خداحافظی در زبان آلمانی پرداخته و آن‌ها را در جدول به‌طور هدفمند و با توضیحات مربوطه ارائه خواهیم داد.

اصطلاح آلمانیترجمه فارسیموقعیت استفاده
Halloسلامسلام عمومی و غیررسمی، قابل استفاده در اکثر موقعیت‌های روزمره.
Guten Morgenصبح بخیرسلام رسمی صبحگاهی، معمولاً بین ساعات ۶ صبح تا ۱۲ ظهر.
Guten Tagروز بخیرسلام رسمی برای استفاده در ساعات روز، بعد از ظهر نیز قابل استفاده است.
Guten Abendعصر بخیرسلام رسمی در ساعات بعد از ظهر و شب، معمولاً بعد از ساعت ۶ عصر.
Tschüssخداحافظخداحافظ غیررسمی، معمولاً برای دوستان و آشنایان به کار می‌رود.
Auf Wiedersehenخداحافظ (رسمی)خداحافظی رسمی که در موقعیت‌های رسمی و جدی استفاده می‌شود.
Bis späterبعداً می‌بینمتخداحافظی غیررسمی برای نشان دادن اینکه شخص به زودی دوباره همدیگر را می‌بیند.
Bis baldبه زودی می‌بینمتخداحافظی غیررسمی، معمولاً برای نشان دادن دیدار در آینده نزدیک.
Mach’s gutموفق باشی (به‌طور غیررسمی)خداحافظی دوستانه و غیررسمی، به معنی آرزوی موفقیت برای فرد مقابل.
Schönen Tag nochروز خوبی داشته باشیخداحافظی معمولاً در موقعیت‌های رسمی یا نیمه‌رسمی که شخص آرزو می‌کند طرف مقابل روز خوبی داشته باشد.
Schlaf gutشب بخیرخداحافظی قبل از خواب، به معنی آرزوی خواب راحت برای شخص مقابل.
Einen schönen Abend nochعصر خوبی داشته باشیخداحافظی شبانه به‌ویژه زمانی که شخص قصد دارد شب خوبی داشته باشد.
Ciaoخداحافظ (غیررسمی)اصطلاح غیررسمی که در مکالمات دوستانه یا غیررسمی استفاده می‌شود.
Alles Guteآرزوی موفقیت و خوشبختیبرای خداحافظی و آرزوی موفقیت برای شخص استفاده می‌شود، بیشتر در موقعیت‌های غیررسمی.

توضیح اصطلاحات و کاربردهای آن‌ها

  1. Hallo
    این اصطلاح عمومی‌ترین و غیررسمی‌ترین راه برای سلام کردن است. می‌توان از آن در اکثر موقعیت‌ها مانند ملاقات با دوستان، همکاران یا حتی افرادی که خیلی خوب نمی‌شناسید، استفاده کرد.

    مثال:
    „Hallo, wie geht’s?“
    (سلام، چطوری؟)

  2. Guten Morgen
    این عبارت برای سلام کردن در ساعات صبحگاهی (بین ۶ صبح تا ۱۲ ظهر) استفاده می‌شود. رسمی‌تر از «Hallo» است و در موقعیت‌های کاری یا رسمی کاربرد دارد.

    مثال:
    „Guten Morgen, Herr Müller!“
    (صبح بخیر، آقای مولر!)

  3. Guten Tag
    این عبارت به معنی «روز بخیر» است و برای سلام کردن در ساعات روز (بعد از ظهر) استفاده می‌شود. به‌ویژه در موقعیت‌های رسمی یا در محیط‌های کاری کاربرد دارد.

    مثال:
    „Guten Tag, wie kann ich Ihnen helfen?“
    (روز بخیر، چطور می‌توانم به شما کمک کنم؟)

  4. Guten Abend
    این عبارت برای خوشامدگویی یا سلام در ساعات عصر یا شب استفاده می‌شود. مانند «Guten Morgen» و «Guten Tag»، این عبارت نیز نسبت به «Hallo» رسمی‌تر است.

    مثال:
    „Guten Abend, wie war dein Tag?“
    (عصر بخیر، روزت چطور بود؟)

  5. Tschüss
    این عبارت برای خداحافظی غیررسمی و دوستانه استفاده می‌شود. معمولاً در مکالمات دوستانه یا با افراد آشنا به کار می‌رود.

    مثال:
    „Tschüss, bis morgen!“
    (خداحافظ، فردا می‌بینمت!)

  6. Auf Wiedersehen
    این اصطلاح رسمی‌تر از «Tschüss» است و برای خداحافظی در موقعیت‌های رسمی و جدی به کار می‌رود. به معنای «خداحافظ» یا «دیدار مجدد» است.

    مثال:
    „Auf Wiedersehen, Herr Doktor!“
    (خداحافظ، دکتر!)

  7. Bis später
    این عبارت برای خداحافظی غیررسمی است و به این معناست که قرار است فرد به زودی دوباره دیده شود.

    مثال:
    „Bis später, wir sehen uns im Café!“
    (بعداً می‌بینمت، در کافه همدیگر رو می‌بینیم!)

  8. Bis bald
    این اصطلاح مشابه «Bis später» است، ولی بیشتر برای نشان دادن دیدار در آینده‌ای نزدیک و در روزهای آینده استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Bis bald, ich freue mich schon auf unser Treffen.“
    (به زودی می‌بینمت، منتظر دیدارمون هستم.)

  9. Mach’s gut
    این اصطلاح برای خداحافظی دوستانه و غیررسمی استفاده می‌شود و معمولاً در مکالمات دوستانه به کار می‌رود. به نوعی آرزوی موفقیت یا خوش‌شانسی برای فرد مقابل است.

    مثال:
    „Mach’s gut, viel Erfolg!“
    (موفق باشی، آرزوی موفقیت دارم!)

  10. Schönen Tag noch
    این عبارت معمولاً بعد از پایان یک مکالمه یا ملاقات به کار می‌رود و به معنی «روز خوبی داشته باشی» است. به‌ویژه در موقعیت‌های نیمه‌رسمی کاربرد دارد.

    مثال:
    „Schönen Tag noch, wir sehen uns morgen.“
    (روز خوبی داشته باشی، فردا می‌بینیم!)

  11. Schlaf gut
    این عبارت برای خداحافظی شبانه است و به معنی «شب بخیر» است. معمولاً هنگام شب و قبل از خواب به کار می‌رود.

    مثال:
    „Schlaf gut, träum was Schönes.“
    (شب بخیر، خواب‌های خوش ببینی.)

  12. Einen schönen Abend noch
    این عبارت برای آرزوی شب خوب به کار می‌رود. معمولاً هنگام خداحافظی در ساعات بعد از ظهر یا شب استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Einen schönen Abend noch, bis bald!“
    (عصر خوبی داشته باشی، به زودی می‌بینمت!)

  13. Ciao
    این عبارت به‌طور غیررسمی برای خداحافظی استفاده می‌شود و معمولاً در مکالمات دوستانه کاربرد دارد. این اصطلاح به‌ویژه در میان جوانان و در محیط‌های غیررسمی رایج است.

    مثال:
    „Ciao, bis zum nächsten Mal!“
    (خداحافظ، تا دفعه بعد!)

  14. Alles Gute
    این عبارت برای آرزوی موفقیت و خوشبختی به کار می‌رود. معمولاً در موقعیت‌های غیررسمی و زمانی که می‌خواهید برای کسی آرزوی خوبی کنید استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Alles Gute für deine Reise!“
    (آرزوی موفقیت برای سفر تو!)

  15. مرتبط بخوانید: اصطلاحات احوال‌پرسی به زبان‌های مختلف + جملات کاربردی
اصطلاحات مرتبط با سلام و خداحافظی در زبان آلمانی بخش مهمی از مکالمات روزمره را تشکیل می‌دهند و نشان‌دهنده ادب، احترام و نحوه تعامل افراد با یکدیگر هستند. با آشنایی با این اصطلاحات، می‌توانید در موقعیت‌های مختلف به‌طور مؤثرتر و مناسب‌تری ارتباط برقرار کنید.
درخواست مشاوره

اصطلاحات طنز و شوخی (Humorvolle Redewendungen)

در زبان آلمانی، اصطلاحات طنز و شوخی نقش ویژه‌ای دارند و به‌طور گسترده‌ای در مکالمات غیررسمی، دوستانه و حتی در محیط‌های کاری برای ایجاد فضایی شاد و غیررسمی استفاده می‌شوند. این اصطلاحات معمولاً برای برانگیختن خنده، شوخی یا ابراز طنز به کار می‌روند و می‌توانند ارتباطات را جذاب‌تر و جالب‌تر کنند. بسیاری از این عبارات به طور غیررسمی و در مواقعی که افراد با یکدیگر آشنا هستند، کاربرد دارند.

در اینجا به بررسی برخی از اصطلاحات طنز و شوخی در زبان آلمانی پرداخته و آن‌ها را در قالب جدول به‌طور هدفمند و با توضیحات مربوطه ارائه خواهیم داد.

اصطلاح آلمانیترجمه فارسیموقعیت استفاده
Da liegt der Hund begrabenمشکل اصلی در آنجاستبه معنای “مشکل اصلی در آنجا نهفته است”، به‌ویژه زمانی که اشاره به مشکل اصلی یا علت یک وضعیت دارد.
Jemandem einen Bären aufbindenدروغ گفتن به کسیبه معنای گفتن دروغ یا قصه‌پردازی به‌طور شوخی.
Nicht alle Tassen im Schrank habenعقل درست و حسابی ندارنبه معنای فردی که رفتار عجیب یا غیرعادی دارد، شبیه به «خودش عقلش را گم کرده است».
Hals- und Beinbruchموفق باشی (هنگام آرزوی موفقیت)به معنای «پای شکستن» و اشاره به آرزوی موفقیت، به‌ویژه در موقعیت‌های دشوار یا پرخطر.
Tomaten auf den Augen habenچیزی را ندیدن (در حالت شوخی)به معنای این که فرد چیزی را به وضوح نمی‌بیند، مشابه «چشمانش بسته است».
Das ist nicht dein Ernstجدی هستی؟به معنای تعجب یا عدم باور به چیزی، مشابه به فارسی «آیا جدی هستی؟».
Alles in Butterهمه چیز خوب استبه معنای «همه چیز سر جایش است» یا «همه چیز عالی است».
Ein Auge zudrückenچشم‌پوشی کردنبه معنای نادیده گرفتن یا صرف‌نظر کردن از اشتباهات به‌طور شوخی.
Wie die die Katze aus dem Sack lassenراز را فاش کردنبه معنای آشکار کردن چیزی که پنهان بوده است، مشابه به «راز را باز کردن».
Mit dem Kopf durch die Wand gehenسر خود را به دیوار زدنبه معنای تلاش برای انجام کاری با زور و بدون فکر، مشابه به «سر خود را به دیوار زدن».
Jemandem die Daumen drückenآرزوی موفقیت کردن (با فشار انگشت)به معنای آرزوی موفقیت و خوش‌شانسی برای کسی، مشابه به «انگشتانش را فشار دادن».
Das Kind beim Schopf packenفرصت را غنیمت شمردنبه معنای گرفتن فرصت در موقعیت مناسب، مشابه به «فرصت را از دست نده».
Die Katze im Sack kaufenچیزی را بدون بررسی خریدنبه معنای خریدن چیزی بدون اطلاع از کیفیت یا ویژگی‌های آن، مشابه به «گلابی از درخت نچیدن».
Einen Vogel habenدیوانه بودنبه معنای فردی که رفتار عجیبی دارد یا به‌طور غیرعادی فکر می‌کند، مشابه به «دیوانه است».

توضیح اصطلاحات طنز و شوخی و کاربرد آن‌ها

  1. Da liegt der Hund begraben
    این اصطلاح به معنای «مشکل اصلی در آنجاست» است. معمولاً زمانی استفاده می‌شود که می‌خواهیم به علت اصلی یک مشکل یا وضعیت اشاره کنیم. این عبارت به‌طور طنزآمیز برای کشف دلیل یک اتفاق یا مشکل به کار می‌رود.

    مثال:
    „Ah, jetzt verstehe ich! Da liegt der Hund begraben.“
    (آه، حالا متوجه شدم! مشکل اصلی در آنجا بود.)

  2. Jemandem einen Bären aufbinden
    این عبارت به معنای دروغ گفتن به کسی است، شبیه به «چیزی را به کسی گفتن که حقیقت ندارد». در موقعیت‌های طنزآمیز، زمانی که فردی داستانی غیرواقعی را به شوخی به کسی می‌گوید، از این اصطلاح استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Du hast mir einen Bären aufgebunden, oder?“
    (تو به من دروغ گفتی، درست است؟)

  3. Nicht alle Tassen im Schrank haben
    این اصطلاح به معنای داشتن رفتار غیرعادی یا عجیب است. معمولاً به‌طور شوخی برای اشاره به فردی که کارهای عجیب و غریب می‌کند به کار می‌رود.

    مثال:
    „Der hat wirklich nicht alle Tassen im Schrank!“
    (اون واقعاً عقلش درست کار نمی‌کنه!)

  4. Hals- und Beinbruch
    این عبارت به معنای آرزوی موفقیت است، به‌ویژه در موقعیت‌هایی که چالش‌برانگیز هستند. به‌طور طنزآمیز برای آرزوی موفقیت در شرایط سخت و دشوار استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Hals- und Beinbruch bei deinem neuen Projekt!“
    (در پروژه جدیدت موفق باشی!)

  5. Tomaten auf den Augen haben
    این عبارت زمانی استفاده می‌شود که فرد چیزی را به وضوح نمی‌بیند یا متوجه آن نمی‌شود. معمولاً به‌طور طنزآمیز برای اشاره به فردی که از چیزی غافل است به کار می‌رود.

    مثال:
    „Du hast doch Tomaten auf den Augen, das ist doch offensichtlich!“
    (تو که چشمت بسته است، این که خیلی واضح است!)

  6. Das ist nicht dein Ernst
    این عبارت به معنای «جدی هستی؟» است و زمانی استفاده می‌شود که فرد از شنیدن چیزی شگفت‌زده می‌شود. این اصطلاح به‌طور طنزآمیز برای ابراز تعجب یا عدم باور به چیزی استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Du hast wirklich das letzte Stück Kuchen gegessen? Das ist nicht dein Ernst!“
    (تو واقعاً آخرین تیکه کیک رو خوردی؟ جدی هستی؟)

  7. Alles in Butter
    این عبارت به معنای «همه چیز خوب است» است و وقتی همه چیز طبق برنامه پیش می‌رود، از آن استفاده می‌شود. به‌طور طنزآمیز، وقتی همه چیز به خوبی پیش می‌رود، این عبارت را به کار می‌بریم.

    مثال:
    „Alles in Butter, wir sind bereit für die Präsentation!“
    (همه چیز مرتب است، ما آماده ارائه هستیم!)

  8. Ein Auge zudrücken
    این عبارت به معنای چشم‌پوشی کردن از اشتباهات یا نادیده گرفتن خطاها است. به‌طور طنزآمیز برای اشاره به زمانی استفاده می‌شود که فردی از یک اشتباه عمدی یا تصادفی می‌گذرد.

    مثال:
    „Ich werde ein Auge zudrücken, aber das passiert nicht wieder!“
    (من از اشتباهت چشم‌پوشی می‌کنم، اما دوباره نباید تکرار بشه!)

  9. Wie die Katze aus dem Sack lassen
    این عبارت به معنای «راز را فاش کردن» است و زمانی به کار می‌رود که فردی چیزی را که پنهان بوده، آشکار می‌کند. معمولاً برای بیان خبرهای مهم یا مخفی که فاش می‌شود، استفاده می‌شود.

    مثال:
    „Jetzt hat er die Katze aus dem Sack gelassen.“
    (حالا اون راز رو فاش کرده!)

  10. Mit dem Kopf durch die Wand gehen
    این عبارت به معنای «با زور انجام دادن کاری» است و زمانی به کار می‌رود که فردی می‌خواهد کاری را به زور انجام دهد، حتی اگر این کار منطقی نباشد.

    مثال:
    „Er geht immer mit dem Kopf durch die Wand, egal was passiert.“
    (اون همیشه سر خودشو به دیوار می‌زنه، مهم نیست چه اتفاقی بیفته!)

اصطلاحات طنز و شوخی در زبان آلمانی به‌ویژه در ارتباطات غیررسمی و دوستانه اهمیت دارند. این اصطلاحات می‌توانند به مکالمات جلب توجه کنند و به‌طور مؤثر فضای شاد و صمیمی ایجاد کنند. استفاده از این اصطلاحات نه‌تنها موجب تفریح می‌شود، بلکه نشان‌دهنده درک فرهنگ زبانی و مهارت در زبان‌آموزی است.
درخواست مشاوره

سخن پایانی و پاسخ به سوالات شما

در این مقاله با عنوان “یادگیری اصطلاحات آلمانی: آسان‌تر از همیشه”، بررسی کردیم که چطور یادگیری اصطلاحات آلمانی می‌تواند فرآیندی ساده و جذاب باشد. این اصطلاحات نقش حیاتی در ارتباطات روزمره و حرفه‌ای دارند و تسلط بر آن‌ها می‌تواند به شما کمک کند تا در مکالمات غیررسمی و رسمی به‌طور طبیعی و روان حضور داشته باشید. با استفاده از این اصطلاحات، نه تنها زبان آلمانی را بهتر می‌آموزید، بلکه می‌توانید روابط اجتماعی خود را بهبود بخشید و درک بهتری از فرهنگ آلمانی پیدا کنید.

چه در حال گذراندن یک کلاس زبان آلمانی باشید یا در کلاس‌های خصوصی، یادگیری این اصطلاحات می‌تواند به شما در تقویت مهارت‌های مکالمه کمک کند و شما را به یک زبان‌آموز حرفه‌ای تبدیل کند. همانطور که اشاره شد، یادگیری این اصطلاحات دیگر هیچ‌گاه پیچیده نخواهد بود و به آسانی می‌توانید آن‌ها را در مکالمات خود به‌کار ببرید.

مطمئناً با تمرین و استفاده مداوم از این اصطلاحات در موقعیت‌های مختلف، می‌توانید به‌طور مؤثر زبان آلمانی را در زندگی روزمره خود به‌کار ببرید و در مکالمات با افراد آلمانی‌زبان به راحتی و بدون هیچ‌گونه مشکلی ارتباط برقرار کنید. موسسه زبان نگار همراه مطمن شما در مسیر یادگیری زبان آلمانی است.

چطور می‌توانم اصطلاحات آلمانی را سریع‌تر یاد بگیرم؟

برای یادگیری سریع‌تر اصطلاحات آلمانی، می‌توانید از روش‌های مختلفی مانند یادداشت‌برداری، تماشای فیلم‌های آلمانی، و شرکت در دوره‌های آموزشی استفاده کنید. همچنین، یادگیری اصطلاحات در قالب جملات کاربردی و موقعیت‌های واقعی کمک می‌کند تا این اصطلاحات بهتر در ذهن شما بمانند.

بله، در زبان آلمانی، اصطلاحات رسمی و غیررسمی کاربردهای متفاوتی دارند. در موقعیت‌های رسمی از اصطلاحات مؤدبانه و مودبانه استفاده می‌شود، در حالی که در مکالمات دوستانه یا غیررسمی از اصطلاحات ساده‌تر و محاوره‌ای بهره می‌برید.

بهترین روش برای استفاده از اصطلاحات آلمانی در مکالمات روزمره این است که آن‌ها را به‌طور مداوم در مکالمات واقعی تمرین کنید. می‌توانید با دوستان یا همکلاسی‌های خود به زبان آلمانی صحبت کنید یا از برنامه‌های آموزشی آنلاین استفاده کنید که به شما امکان می‌دهند با افراد دیگر مکالمه داشته باشید.

بله، استفاده از اصطلاحات آلمانی در مکالمات باعث می‌شود که زبان شما طبیعی‌تر و روان‌تر به نظر برسد. این امر می‌تواند به شما کمک کند تا با اعتماد به نفس بیشتری در موقعیت‌های مختلف اجتماعی و حرفه‌ای حضور پیدا کنید.

اگرچه در آزمون‌های رسمی مانند آزمون‌های گوته یا TestDaF بیشتر بر مهارت‌های گرامری و درک مطلب تمرکز می‌شود، آشنایی با اصطلاحات آلمانی می‌تواند به شما در انجام مکالمات شفاهی و تقویت مهارت‌های گفتاری کمک کند، که به نوبه خود به آمادگی کامل شما برای این آزمون‌ها می‌افزاید.